![]() |
![]() |
|
| عشق=تنهایی |
|
FUL.TAEKWON.DO
آموزش فول تكواندو زير نظر دومان دارنده حكم مربيگري درجه 1 بين الملي و دان 5 بين الملي و داور رسمی بین المللی فول تکواندو (آموزش دفاع شخصي) (آموزش انواع مبارزات رينگي آزاد )
(آموزش سلاح هاي سرد) (بدون محدوديت سني)
(آموزش مبارزات خياباني) (آموزش از مبتدي تا مربيگري)
(آزمون ارتقاي كمربند هر سه ماه يكبار ) آموزش به صورت (خصوصي.نيمه خصوصي.عمومي) مي باشد ويژه آقايان و بانوان
تلفن تماس: ۰۹۳۵۴۲۲۷۸۵۵
قسمت اول دومان تو
گر عشق نبودى سخن عشق نبودى چندين سخن نغز كه گفتى كه شنودى ور باد نبودى كه سر زلف ربودى رخساره معشوق به عاشق كه نمودى
مى گويند: دومان تو با كار مايه كونگ فو كه هرگز از مرگ و مردن نمى هراسيد با روكيماى نياكان مانند شير غرّان به دل دشمن گمراه كنندگان مايگاه زده و چندين تن را در آن واحد به زمين انداخت.روحيه ضعيف واز هم پاشيده وتشتت و تفرقه اى كه بر دشمن غالب گشته بود راه بازگشتى جز مبارزه با دومان را برايشان مقدر ننمود به ناچار با رشادت از هر سو به توآ كار يورش بردند. مى گويند:در آب شب تيره و تار اسبها از هياهو و گردوغبار و دود وآتش فراهم آمده ديوانه شده بودند كه دومان با خروج از استراتژى رزم كوهستان خود را به بلندى دامنه كوه رساند او كه براى قسط و عدل قيام كرده بود با نبوغ نظامى بى همتا واتكال به قدرت لايزال حضرت باريتعالى مبارزه را پيش مى برد.نيروى نقابدارن مرگ اين خرد ستيزان و عقل ستيزان كه از سفاكترين و بى رحم ترين مزدوران جنگى بودند. اندك اندك از پاى در آمدندو عده ايى معدود نيز فرار را بر قرار تر جيح دادند. مى گويند:سپيده دمان هنگام بر آمدن آفتاب آخرين نفرات نيز از تيغ روكيماى نياكان گذشت.هر كجا نظاره گر بودى تلّى از لاشه اين بخت بر گشتگان مرگ بود.دومان تو مرد رزمى توآ همانطورى كه در مجمع مردگان نويدش را داده بود دنياى زندگان را در كنار دنياى اموات قرار داد. مى گويند:تنها مردى كه از جنگ دره كل جان سالم به در برد هاشى ريو فرمانده نقابداران كه در آخرين لحظات پيكار از اسب پياده و در برابر قهرمان توآ زانو بر زمين زد. دومان به صورت اين مرد رزمى نگاه كرد و با تبسمى زيبا و دل انگيز به وى گفت: هاشى ريو در پيوند راه فرا بازانسانى.گر با ما مانى به خود آئى.تو خود بخشى از سر نوشت خويشتنى و اين لحظه دوران سازى بر تو كه رحمت يافتى!فرزند توآكسى كه پشيمان شد و اطاعت نمود بخشش بايد و كسى كه بخشش يافته سزا نشايد. مى گويند:هاشى چون از كوه ارخه تو گام بيرون نهاد بر روى اسبى راهوار پريده و به طرف حكومت شين من ركاب زد. اسب چون باد مى رفت و سوار و اسب هرگز خسته نمى شدند هاشى ريو جنگجو وشمشير باز تعليم يافته ساموراى با سيماى متناسب وارد مقّر فرماندهى شين من متكبر در دژ نيلوياش شد و در جلو پيشواى بزرگ با احترام زانو زد قاصد شوم غمگينانه و با رنج به خود پيچيد و با اندوهى عميق و به آوايى نرم روايت درد ناكى از فضيلت حقيرش در برابر فضائل فرزند شهر توآ را آغاز و به انجام رساند و خاموش شد و سكوتى ژرف.
شرح اين هجران و اين خون جگر اين زمان بگذار تا وقت دگر |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386ساعت 13:30 توسط محمد |
|
|
دومان
دیشب دوباره باز ...
دیشب دوباره باز قلبم ز غم گرفت . در لحظه ای چه سخت
خنده زلب گرفت .
دیشب دوباره قلبی ز درد شکست . از رنج زندگی دیگر ز پا نشست .
دیشب دوباره باز بغض از گلو شکست . در راه گریه اشک بر
چشم دل نشست .
دیشب دوباره باز در سایه سار ماه مهری ز دل گسست .
فریاد بی کسی در کنج دل شکست .
دیشب دوباره باز راه گلو گرفت . گرد و غبارغم درسینه جا گرفت .
دومان ) گویند :
مرغ هوا را نصیب ماهی دریا
اما من نه مرغ هوایم و نه ماهی دریا |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386ساعت 12:31 توسط محمد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندها |
|
رزا خانوم تينا خانوم آبجي رها مهر آوه خانوم صحرا خانوم پسر شاهین داش ابولی عزیز |
|
RSS
|