![]() |
![]() |
|
| عشق=تنهایی |
|
دومان
دومان : دریا شدن را دوست دارم
دومان:پس از این همه سال پس از این همه انتظار پس از این همه
بی تابی در شبهای بی ستاره به دنبال آرامشی می گردم ابدی
تمام نشدنی بی نهایت اما بدست آوردنی .
صدای زمزمه الهه گوش جانم را هر لحظه نوازش می دهد .
در انتهای یک درد مبهم تنها با تصاویری بریده و کوتاه که بعد از
مدت ها یافتم انس گرفته ام .
گاهی گذشته را مرور می کنم و گاه آینده را آنطور که می خواهم
به تصویر می کشم .
با سختیها می جنگم با غصه هایش می بارم و به شادیهایش
لبخند می زنم ولی در هر صورت چه شادی چه غم چه ترس و چه
امید صبر خواهم کرد تا این قایق غریب بی کسی که عمری است
به گل نشسته در امتداد حرکت آبی هر چند جوبیارانه به طلاتم
افتد .
دومان : برای دریایی شدن به دریا خواهم رسید
( دومان : حتی اگر به قیمت از دست دادن جانم باشد )
اینطوری شاید کسانی که دومان مایعه سر افکندگی آنهاست
خوشحال شوند دومان در آرزوی این که اطرافیانش همیشه خوشحال
باشند و اگر لازم باشد به صحرای عبث تبدیل خواهم شد .
( دومان : خود را خواهم شکست )
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386ساعت 17:54 توسط محمد |
|
|
دومان
عطر خیال
باز خاطره ای شیرین به سراغم آمد و باز عطر
خیالت تمام وجودم را عطر آگین کرد.
شاید اگر لحظه ای بغض خسته ام آرام گیرد بار
دیگر زمزمه کنم زمزمه ای که سالها در کوچه
پس کوچه های راه مدرسه در گوش هم می خواندیم
اگر لحظه ای گذر زمان صبر کند همه را در قلب
سفید دفترم حک خواهم کرد ولی زمان چه
نا جوانمردانه می گذرد .
اگر چنین شود خود را نمی بخشم
کاش غواصی بودم و کاش نفسم اندکی در سینه
حبس می شد . کاش راه اعماق دریای ثانیه ها را
بلد بودم و ای کاش آنجا کمی روشنایی بود .
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386ساعت 13:30 توسط محمد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندها |
|
رزا خانوم تينا خانوم آبجي رها مهر آوه خانوم صحرا خانوم پسر شاهین داش ابولی عزیز |
|
RSS
|