![]() |
![]() |
|
| عشق=تنهایی |
|
دومان
مرگ الهه
آن روز ......
که پرستوی مها جر کوچک قلبم
را به کوی محبتت کوچ دادم
فکر می کردم
با خبر شکوفایی شکوفه های تبسمت بر می گردد
اما .......
تو آن را اسیر قفس ماتم و تنهایی کردی
و من همچنان چشم انتظارم
مهربانا !
خبر خندیدنت را حلقه بر گردن پرستو کن
تا در پناه بدرقه نگاهت باز گردد
آیا ..............
آن روز که حدیث لبخند را زمزمه می کردی
و به دنبالش نگاه گرمت را نثار می کردی
هرگز
خبر ازمرگ الهه و پژمردن گل شقایق شنیده بودی ؟ |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 12:24 توسط محمد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندها |
|
رزا خانوم تينا خانوم آبجي رها مهر آوه خانوم صحرا خانوم پسر شاهین داش ابولی عزیز |
|
RSS
|